محمد رضا واليزاده معجزى

51

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

سمت واليگرى داشت به همين وضع دچار بود و لذا مسلما شريف الدوله آرزو داشت كه امير احمدى اين راه را هموار سازد تا او هم به كار خود مسلط گردد . بارى امير احمدى در اين اظهار نظر شريف الدوله را به بدذاتى و بدطينتى متهم كرده و گفته است كه هنگام حركت به خرم‌آباد در حضور رؤساى ادارات و محترمين بروجرد كه به منظور بدرقه امير لشكر و افسران و شركت در مراسم توديع در [ محل استقرار ] لشكر گرد آمده بودند از مرحوم شريف الدوله بنى آدم خداحافظى كرده بعد از تعارفات و سفارشها و توصيه‌ها در همان لحظه دست دادن ، شريف الدوله چشمكى به حضار زده و به اميرلشكر گفت : اميدوارم به زودى زيارتتان كنم « 1 » و قصدش اين بود كه چون نصايح او را به كار نبسته با شكست و فرار به عقب جبهه مواجه خواهد شد . امير احمدى اضافه كرده كه از اين گوشه نيشدار و طنزآميز سخت مكدر شده ولى صلاح ندانسته كه در آن موقع حساس به روى خود بياورد و با خوشى و بشاشيت « 2 » از شريف الدوله و ساير بدرقه‌كنندگان جدا شده و حركت كرده است . اتفاقا آينده نشان داد كه راى و نظر شريف الدوله درست بوده و اگر امير احمدى گفته‌هاى او را به كار مىبست به‌طور قطع و يقين آن همه سرباز [ . . . ] در تنگ زاهدشير كشته نمىشدند . امير احمدى هنگامى كه متوجه اهميت نظريه شريف الدوله شد كه ستون اعزامى به فرماندهى سرتيپ محمد خان زكريا ( شاهبختى ) در تنگ زاهدشير در حلقه محاصره گرفتار شده سربازان مانند برگ خزان به خاك آن دره مىريختند و امير احمدى به عاقبت كار انديشناك بود و مىكوشيد كه شايد بتواند بقية السيف ستون را از محاصره نجات دهد . حركت ستونها به سوى خرم‌آباد امير احمدى در تمام مدتى كه در بروجرد توقف داشت حواسش متوجه روزهايى بود كه در پيش داشت . او در اين مدت به وسايل مختلف از داخل لرستان كسب اخبار مىكرد و از اشخاصى كه نزد او مىآمدند و يا كسانى كه خودش براى كسب خبر مىفرستاد مىپرسيد : لرها چه مىگويند و به چه كارى مشغولند ؟ نظر آنها نسبت به دولت سردار سپه و همين‌طور نسبت به قواى غرب چيست و چه احساسى دارند ؟ چه طوايفى جهت روبرو شدن با سربازان ما آماده شده‌اند ؟ وسايل جنگى آنها چيست و فشنگ آنها به چه ميزان است ؟ خوانين و رؤساى آنها چه

--> ( 1 ) . [ به نقل از ] بازيگران [ عصر طلايى ] . ( 2 ) . اصل : بشاشت .